ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
820
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
به حالت طبيعى خود باز گردد و اين پردهها كه زوايدى بيش نيستند گنديده شوند و عفونت آنها به زهدان سرايت كند و در نتيجه موجب مرگ زچه گردد . اين است كه ماما از اين پيش آمد ميهراسد و به زچه كمك مىكند كه زودتر دفع شود و پس از آنكه پردههاى مزبور بيرون ميآيد باز ماما بسوى نوزاد باز ميگردد و به اعضاى بدن او انواع روغنها و داروهاى ذرور [ 1 ] قابض ميمالد تا اندام او را استوار كند و رطوبتهاى زهدان خشك شود و براى بالا رفتن زبان كوچكش خرما يا چيز ديگرى بكامش ميمالد [ 2 ] و در بينى او دارو ميريزد تا آب از بينيش جارى شود و آنچه در بطون دماغش جاى گرفته خارج گردد و براى دفع سدههاى روده و تجويف آنها از التصاق لعوق ، داروهاى غرغره تجويز مىكنند . و باز بدرمان كردن زچه ميپردازد و براى سستى و ضعفى كه بر اثر درد زائيدن و گزند جدا شدن جنين ، از زهدان به وى وارد آمده بمداوا مىپردازد ، چه نوزاد هر چند عضو طبيعى مادر نيست ، ولى كيفيت تكوين وى در زهدان او را بسبب پيوند بمنزلهء عضو پيوسته قرار ميدهد ، از اين رو از جدا شدن وى دردى بمادر ميرسد كه نزديك به درد بريدن عضوى از تن است . گذشته ازين ماما دردى را كه بر اثر زخم پارگى فرج هنگام فشار بدان ميرسد درمان مىكند . و همهء اينها دردهائى است كه ماما بداروى آنها آگاهتر و بيناتر است . همچنين ماما بكليهء دردهايى كه براى نوزاد در تمام دوران شيرخوارگى تا از شير گرفتن روى ميدهد از هر پزشك ماهرى بصيرتر است و يگانه سبب آن اين است كه بدن انسان در اين حالت بالقوه بدن آدمى بشمار ميرود و هر گاه از مرحلهء شيرخوارگى بگذرد آن وقت بفعل بدن آدمى مىشود و از اين رو در اين هنگام به پزشك بيشتر نياز دارد و بنابر اين چنان كه ملاحظه مىشود اين صناعت در اجتماع انسانى ضروريست و موجوديت افراد
--> [ 1 - ) ] ذرور ( به فتح ذ ) داروئى كه براى چشم و زخمها به كار ميرود ( اقرب الموارد ) . [ 2 - ) ] در تداول مامايى : كام كردن است .